تبليغاتX
فرشته ها خودکشی کردند

 
 
 
فقط و فقط برای تنهایی هایم

من به تو مبتلا شده ام

سالهاست که نفسم بی تو معنایی ندارد، جز لجبازی دم و بازدم برای آنکه جای یکدیگر را بگیرند

سالهاست که تو مرا حبس کرده ای میان ثانیه هایت و من مسافری که بی چمدان ،میان زمستانهایت، عریان، لرزیده ام

سالهاست که دستانم را قفل کرده ای و نگاهم را محدود به قابی که دست به سینه میان آن لبخند می زنی

سالهاست که پرده ی لحظه ها را کشیده ای و من دلم برای شیشه ی باران خورده تنگ شده

سالهاست که زندانیم میان تویی که خود را دوست نمی داری و مرا نگاه داشته ای برای آنکه مبتلا نشوی به خود

سالهاست که تنهایی می خوانمت و تو حتی نام این زندانی بی لبخند را نمی دانی

بس است دیگر...

دل بکن از چهره ی سرد و نگاه های بی روحم

هم خانه شدیم این همه سال اما هم آغوشیت را نمی خواهم ، سردی ، سنگینی و بی روح و عشق نمی دانی

بیا قراری بگذاریم

مهمانم باش ، مهمانت می شوم اما بگذر از این همه لحظه ی مشترک ، بگذر از روزهای آینده ام که می آیند و به سرعت دیروز می شوند ، بگذار برایت شکر بیاورم ، خسته نشده ای از این همه قهوه ی تلخ بی شیر و شکر؟

تا زمانی که زندانی تو باشم ، حسرت انحنای لبهایم میان نگاهت جا خوش می کند ، رهایم کن تا عاشقانه دوستت بدارم نه از سر عادت هر روزه

بگذار دلم برایت تنگ شود ، این همه نزدیک اگر باشی دوستت نمی دارم ، بگذار گه گاه به دنبالت بیایم و تو نباشی و من دیوانه وار جست و جویت کنم

بگذار بی قرار شوم از صدا و سکوتت را تمنا کنم

بدن لحظه هایم سوراخ سوراخ شد بس که با سرنگ، آرامش را به رگ هایم تزریق کردی ، نمی خواهم ، رهایم کن ، دلم می خواهد بدنم درد بگیرد از نبودنت ، بگذار محتاج شوم

« تنهایی های من » چند روزی رهایم کنید

 پ.ن

با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .


 

نوشته شده توسط دختر پاییز در 89/12/27 ساعت 23:15 موضوع | لینک ثابت


 

«پرنده کوچولو؛ نه پرنده بود! نه کوچولو!»

 


 

نوشته شده توسط دختر پاییز در 89/10/17 ساعت 17:20 موضوع | لینک ثابت


اگه یه روزی

اگه یه روز دیدی که وقتی داری میری برمی گرده و با عجله می یاد سمتت:

بدون براش عزیزی...


اگه یه روز دیدی وقتی داری می خندی برمی گرده و نگاهت می کنه:

بدون واسش قشنگی...

اگه یه روز دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه:

بدون دوستت داره...


اگه یه روز دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه:

بدون عاشقته...


اگه یه روز دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه:

بدون دیوونته...


اگه یه روز دیدی که از نبودنت داغون شده:

بدون براش همه چی بودی...


اگه یه روز دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله:

بدون بدونِ تو می میره...


اگه یه روز دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده:

بدون بدونِ تو مرده.......


اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن:


بدون واسه خاطر تو مرده!!!!!!!!!!!!


 

نوشته شده توسط دوست خوب دختر پاییز در 89/06/12 ساعت 21:22 موضوع | لینک ثابت